کانون دایان ترکمن

وبلاگ دانشجویان ترکمن > دانشگاه علوم پزشکی مازندران_ساری

آدرس جدید وبلاگ
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢  کلمات کلیدی:

www.dayanturkmen.blogfa.com


 
پایان فعالیت وبلاگ کانون دایان...
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۸  کلمات کلیدی:

...


 
سه فرصت طلایی...
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩  کلمات کلیدی:

٧٨۶

در هر روز 3 وقت بسیار مهم و حساس است که انسان با استفاده‌ی درست از آنها می‌تواند اجر و پاداشی بس بزرگ را بدست آورد. از دست دادن هر یک از این فرصتها خسارت بسیار بزرگی است که چه بسا خیلی از انسانها از آن غافلند!...

·        فرصت اول: لحظه‌های اول صبح؛ از نماز صبح تا طلوع آفتاب

ـ امام نووی در کتاب "أذکار" خود چنین می‌گوید: بدانکه بعد از نماز صبح بهترین ساعت در روز برای ذکر خداوند متعال است!
ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: "هر کسی نماز صبح را با جماعت بجای آورد، سپس شروع کند بذکر و یاد خداوند متعال تا طلوع خورشید، سپس دو رکعت نماز بجای آورد، اجر و پاداش حج و عمره‌ی کامل کامل کاملی را بدست آورده است". { به روایت ترمذی از انس بن مالک، و گفت حدیث حسنی است}.
ـ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم پس از نماز صبح در مسجدشان می‌نشستند، تا خورشید بخوبی طلوع می‌کرد.
ـ فقهاء و علماء بر استفاده‌ی مفید از این وقت پر برکت بسیار تأکید کرده‌اند، و گفته‌اند که انسان عاقل باید این ساعت مبارک را در ذکر و یاد خداوند متعال بگذراند. و از فرموده‌ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است که: بار الها برکت عطا فرما در اول وقت هر روز امت من!
با توجه بهمه‌ی اینها فقهاء خواب بعد از نماز صبح را مکروه دانسته‌اند، شایسته نیست انسان در ابتدای صبح که وقت تقسیم رزق و روزی است در خواب غفلت باشد، بلکه زیبنده‌ی مؤمن است که در این لحظه‌های مبارک مشغول ذکر و یاد خداوند و دعا و نیایش و تلاوت قرآن کریم باشد. بخصوص در ماه مبارک رمضان که اجر و پاداش کار نیک دهها برابر سایر روزهای سال است.


·        فرصت دوم: پیش از غروب آفتاب.
ـ این فرصت طلایی و بسیار گرانبهایست که متأسفانه بیشتر روزه‌داران با مشغول بودن به آماده کردن افطار و آمادگی برای افطار آنرا از دست می‌دهند. زیبنده نیست عاقلان و زیرکانی که در پی بدست آوردن اجر و پاداش بیشتر و بیشتر هستند را که این فرصت بسیار گرانبها و طلایی را از دست بدهند.. این از بهترین ساعات روز برای دعا و نیایش و طلب حاجات از خداوند متعال می‌باشد. و از جمله وقتهای استجابت و قبولی دعاست.
ـ از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است که ایشان فرمودند:" سه دعا مورد قبول واقع می‌شود: ـ دعاء روزه‌دار، دعاء ستمدیده و مظلوم، و دعاء مسافر ". {بروایت ترمذی}
ـ آدمهای نیکوکار و صالح همیشه به لحظات پایانی روز از اول روز بیشتر اهتمام می‌دادند، و سعی می‌کردند بیشتر از آن استفاده کنند. چرا که این وقت، لحظه‌های پایانی روز است و انسان با سعادت و خوشبخت آن کسی است که بتواند این لحظه‌های گرانبها را در دعا و نیایش و ذکر و تلاوت قرآن و یاد خدا سپری کند.


·        فرصت سوم: سحرگاهان
ـ سحر وقت پیش از نماز صبح است. خداوند متعال می‌فرمایند: (...وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحَارِ) (آل عمران: 17) «... و آمرزش خواهندگان در اوقات سحر».
ـ برادر روزه‌دار!..
 سعی کن این لحظات طلایی و گرانقدر را تا اذان صبح؛ با دعا و نیایش و توجه و استغفار بدرگاه خداوند متعال به بهترین صورت مورد استفاده قرار دهی، و بخصوص در این روزهای گرانقدر ماه مبارک رمضان.
بیا از این اوقات طلایی به بهترین صورت ممکن استفاده‌ی کامل برده رابطه‌ی خود را با خدا قوت بخشیم.
خداوند متعال بندگانش را تشویق می‌کند این فرصتهای طلایی و گرانبها را با ذکر و تسبیح و دعا و نیایش غنیمت بشمارند:
(... وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَى) (طه130)
«و تسبیح‏گو با حمد پروردگار خویش پیش از بر آمدن آفتاب و پیش از غروب آن و بعض از ساعتهاى شب و طرفهاى روز تسبیح گو بود که خوشنود شوى‏».
و همچنین باریتعالای یکتا می‌فرمایند:
(...وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ * وَمِنْ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ) (ق: 39-40)
«و بپاکى یاد کن همراه ستایش پروردگار خود پیش از بر آمدن آفتاب و پیش از فرو شدن‏ * و در بعض اوقات شب بپاکى یاد کن خدا را و عقب نماز نیز».
امام حسن بصری می‌فرمایند:
دنیا سه روز است:
1.     دیروز که با آنچه در آن بود گذشت.
2.     فردا که شاید بیاید و تو نباشی!
3.     و امروز که روز توست، هر آنچه می‌توانی در آن بدست بیاور. و با دعا و نیایش و تلاوت قرآن و عبادت و کار نیک از آن بهره گیر 

 

 

دکتر علیرضا دلیری(سنی نیوز)

 


 
مجنون و خدا
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦  کلمات کلیدی:

مجنون و خدا

یک شبى مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ى لیلا نشست

عشق، آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود!

گفت یا رب! از چه خوارم کرده اى؟
بر صلیب عشق، دارم کرده اى؟

خسته ام زین عشق، دلخونم نکن
من که مجنونم، تو مجنونم نکن

مردِ این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلاى تو... من نیستم!

گفت اى دیوانه، لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختى
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی


مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم...


 
تشییع جنازه شما!!!؟؟؟
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٤  کلمات کلیدی:
تشییع جنازه‌‌ی شما!!
یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند اما پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را در ساعت ١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید. مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنید.. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است...



 
نماز خوان و بی نماز هر دو این مطلب را بخوانند...
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱  کلمات کلیدی:

جبرئیل هرروز دعا میکند ومی گوید:خدا را شکر که من گاو نیستم ودرجه ام از گاو بیشتر است

گاو هم هرروز دعا میکند ومی گوید: خدارا شکرکه من شتر نیستم(مثل شتر در صحرا ها سرگردان بار نمیکشم)

وشتر هم می گوید:خدارا شکر که من شیر نیستم ومثل شیردرنده نیستم وگوشت حیوانات را

نمی خورم

ای بندگان خدا توجه کنید درجه ها دارد می آید پایین

اما شیر هم می گوید:خدا را شکر که من خر نیستم و مثل خر بارهای سنگین را جابجا نمیکنم

خر هم می گوید: خدا را سپاس  که سگ نیستم

سگ هم می گوید :خدا را شکر که من خوک نیستم چون خوک کلا حرام است .

اما خوک هم می گوید:خدا راشکر که من از امت محمد رسول الله که نماز نمی خوانند نیستم(مثل بعضی از مسلمانانی که نماز نمیخوانند نیستم)

یعنی کسی که از امت محمد رسول الله باشد و نماز نخواند درجه اش از خوک هم پایین تر است خوک که پایین ترین درجه را دربین تمام جاندارن دارد .

این مطلب را یکی از امام جمعه شهر آزادشهر درنماز جمعه تعریف میکند ویکی از نمازگزاران هم باور نمیکند .شب که آن  فرد میخوابد خواب میبیند که کنارش یک خوک که باردار هم است خوابیده با وحشت بلند میشود میبیند که همسرش کنارش خوابیده است دوباره میخوابد دوباره خواب میبیند که کنارش یک خوک که باردار هم است خوابیده، با وحشت بلند میشود فردای آن روز متوجه میشود که همسرش نماز نمیخواند.

 

منبع: حنفیه (نویسنده : مسلمان)


 
سنت‌های استقبال از رمضان...
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩  کلمات کلیدی:

ترکمن ها حداقل یک هفته قبل از حلول ماه مبارک رمضان‌، مقدمات ورود به این ماه پر فیض را فراهم می‌کنند؛ زنان بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می‌پردازند و مردان نیز خواربار و ملزومات مورد نیاز این ماه را خریداری می‌کنند.

در بسیاری از مناطق ترکمن نشین، رسم است که زنان و دختران ترکمن آخرین جمعه‌ی قبل از حلول ماه رمضان، به شـکل دستـه جمعی ، مسجـد محل خود را نـظافت می‌نمایند. برخی از خانواده‌ها نیز سجاده‌هایی از جنس قالیچه و نمد را که به آن «نمازلیق» می‌گویند، به مسجد محل خود اهداء می‌کنند.

رویت هلال ماه ‌رمضان (آی گؤرمک) نیز در میان ترکمن‌ها با هیجان خاصی همراه است. ترکمن ها عقیده دارند هرکس زودتر از بقیه هلال ماه را ببیند، ثواب بیشتری می‌برد و حتی باعث افزایش بینایی می‌شود. به همین خاطر پیر و جوان سعی می‌کنند برای دیدن هلال ماه ـ که علامت حلول ماه مبارک است ـ به بالای ارتفاعات و پشت بام‌ها بروند تا زودتر از دیگران ببینند. عصر شب‌های آخر ماه شعبان، نگاه غالب مردم ترکمن به سمت مغرب آسمان است تا شاید هلال ماه را رؤیت کنند. فردی که هلال ماه را می‌بیند، آیه شریفه ۱۸۹ سوره بقره را قرائت می‌کند و با خوشحالی و صدی بلند به دیگران اعلام می‌کند که ماه را رؤیت کرده است. رسم بر این است که هر فرد ترکمن ، چه آن‌ها که در همان شب ماه را می‌بینند و چه آن‌ها که در شب های دیگر آن را رؤیت می‌کنند، به محض دیدن ماه ، دست خود را به سمت آن دراز می‌کنند و به پیشانی می‌سایند و این کار را سه بار تکرار می‌کنند و می‌گویند «گلجک ئیلا خدای یتیرسین!» (یعنی: خداوند دیدن این ماه را در سال آینده نیز قسمت ما نماید!)

یکی دیگر از سنت‌های حسنه‌ی ترکمن‌ها پیش از آغاز این ماه مبارک، مراسم آشتی‌‌کنان است. به این ترتیب که ریش سفیدان هر محله ـ که به آن ها «یاش اولی» می گویند ـ بنا به ابتکار خود ، آن‌ها را که در آن محله با هم کدورتی دارند، بدون اطلاع از همدیگر برای صرف چای به خانه‌اش دعوت می‌کند و آنها را آشتی می‌دهد.

 

برپایی نماز تراویح و ختم قرآن:

در طول ماه مبارک رمضان ، مساجد ترکمن‌ها پر ازدحام است و حال و هوایی دیگر دارد. اگر در شب های ماه مبارک رمضان در مناطق ترکمن نشین باشی و از گلدسته‌های مساجد صدی اذان برای برپایی نماز عشاء را بشنوی، پیر و جوان و حتی کودکان را خواهی دید که با عرقچین‌های سفیدی که بر سر دارند، به سمت مساجد می‌روند. در شب‌های ماه مبارک رمضان، جمعیت عظیمی که اکثر آنها را جوانان و نوجوانان و حتی کودکان تشکیل می‌دهند برای برپایی نماز عشا و نماز «تراویح» که پس از آن به جماعت می‌خوانند ، به مساجد می‌آیند. در بیش‌تر مساجد، به خاطر کثرت نمازگزاران و کافی نبودن فضای صحن برخی از مساجد، نمازگزاران در حیاط و حتی بیرون از حیاط مساجد، نماز را برجای می‌آورند. «تراویح» نمازی 20 رکعتی است که در قالب 10 نماز دو رکعتی، پس از اقامه نماز عشاء به جماعت خوانده می‌شود به این شکل که امام جماعت پس از خواندن حمد در هر رکعت، یک سوره از سوره‌های کوتاه قرآن مجید را در این نماز قرائت می‌کند. نماز تراویح در تمامی مساجد منطقه‌ی ترکمن ‌نشین برپاست اما در برخی از مساجد نیز «نماز ختم» برپا می‌شود. به این ترتیب که در طول یک هفته، هر شب نمازگزاران در قالب همان نماز تراویح ، به نماز می‌ایستند و امام جماعت در هر رکعت از نمازهای دو رکعتی ، به جای قرائت سوره‌های کوتاه پس از حمد، از نخستین سوره‌ی ابتدی قرآن آغاز می‌نماید و در هر رکعت بخشی از قرآن را از حفظ می‌خواند و در رکعت‌های بعدی ادامه‌ی آن را می‌خواند و به این ترتیب در طول یک هفته، قرآن را به جماعت و در قالب نماز تراویح ، ختم می‌کنند. هر چند این نمازهای 20 رکعتی (که در قالب نمازهای دو رکعتی برپا می‌شود) هر شب دو تا سه ساعت به طول می‌انجامد، اما ترکمن‌ها شرکت در آنها را از مستحبات مؤکد می‌دانند و گاه قبولی طاعات خود در این ماه را منوط به شرکت در آن نمازها می‌دانند.

 

آغیز آچار (افطار):

روزهای ماه مبارک، شادی و نشاط را مهمان چهره‌ها می‌کند. هر روز قبل از اذان افطار، کودکان هر محله در محل ورودی به مسجد محل خود تجمع می‌کنند و منتظر اعلام فرارسیدن وقت افطار می‌شوند و به محض اینکه موذن مسجد آن را اعلام می‌کند، به سوی منازل خود رفته و با صدی بلند فرارسیدن زمان افطار را به اطلاع دیگران می‌رسانند.

در بین ترکمن‌ها رسم بر این است که هر روز هر کدام از خانه‌های یک محله، غذایی درست می‌کنند و آن را به مسجد محله‌ی خود می‌فرستند تا نمازگزاران با آن افطار کنند.

 

قدر گیجه سی (شب قدر):

هرچند شب قدر دقیقاً مشخص نشده است ولی در بین ترکمن ها از قدیم‌الایام و با استناد به شواهدی که فقهای ترکمن بیان می‌کنند، این مراسم در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود. ترکمن‌ها معتقدند که در این شب، دو پیامبر الهی یعنی حضرت خضر و حضرت الیاس ظاهر می‌شوند و هرکس با آنها برخورد کند، خوشبخت می‌شود.

در این شب، هر خانواده سفره‌ی مخصوصی پهن کرده و بر آن آجیل، میوه ، شیرینی و نوعی شیرینی خانگی به نام «بیشمه» و آرد گندم به نام «قاوورداق» و «تالخان» و سمبوسه‌ی گوشتی به نام «بؤرک» می‌گذارند. در روستاهای ترکمن نشین، جوانان در گروه‌های مختلف، هر کدام مبلغی پول هزینه می‌کنند و با آن آجیل و میوه و شیرینی می‌خرند و در خانه‌ای گرد هم می‌آیند و ضمن خوردن و آشامیدن، به دعا و نیایش می‌پردازند و نماز شب قدر را برپا می‌دارند. در این شب ، بین این گروه‌ها حتی تعریف افسانه و حکایت‌های قدیمی و پرسیدن چیستان‌ها از همدیگر نیز مرسوم است. همچنین رسم بر این است که هیچ کدام از افراد گروه نباید تا اذان صبح بخوابند و اگر کسی بخوابد، دیگر اعضای گروه، برای مطایبه با وی ، او را با نخ و سوزن به نمد یا زیرانداز می‌دوزند و یا با انگشت، سیاهی دیگ را بر روی صورت وی می‌کشند (شاید به این معنی که خوابش رفته و فیض الهی شب قدر را از دست داده و به اصطلاح «روسیاه» شده). این مراسم شب نشینی تا اذان صبح ادامه می‌یابد و اعضای گروه، پس از خوردن سحری، برای روز بعد نیت روزه می‌کنند.  

در این شب همچنین برخی از دختران جوان دسته‌جمعی در فضای باز، گرد هم می‌نشینند و تصنیفی بنام «لاله» را بصورت گروهی و با صدی بلند در دل شب می‌خوانند. نواختن «قوپوز» (زنبورک) توسط دختران نیز از دیگر مرسومات این شب است.

یکی دیگر از رسومات این شب، آن است که از طرف خانواده‌ی داماد برای نوعروس یا دختری که تازه نامزد شده، هدیه‌ای برده می‌شود.

 

مراسم «یارمضان» و شکل برپایی آن در بین ترکمن‌های ایران و ترکمنستان

یکی دیگر از مراسم ماه رمضان در میان ترکمن‌ها، مراسم «یارمضان» است. این مراسم در بین ترکمن‌های ایران، در شب چهاردهم ماه رمضان و در ترکمنستان یک روز پیش از حلول این ماه مبارک برگزار می‌شود.

در این قسمت، نگارنده بر آن است که ضمن توضیحی کوتاه در باره‌ی وضعیت برپایی مراسم دینی در ترکمنستان کنونی و شرح این مراسم و چگونگی اجری آن و تنوع در قرائت اشعار مربوط به این مراسم در بین ترکمن‌ها ـ به ویژه ترکمن‌های ایران و ترکمن‌های ترکمنستان ـ تفاوت‌های برپایی مراسم «یارمضان» در بین ترکمن‌های ایران و ترکمن‌های مقیم ترکمنستان را بیان نماید.

    در ترکمنستان پیش از کسب استقلال ، مسلمانان ساکن در این کشور به شکل علنی قادر به انجام فرایض دینی ماه مبارک رمضان نبوده‌اند و می‌گویند همه‌ی اعمال و از جمله خواندن نماز تراویح در برخی از خانه‌ها و دور از چشم نیروهای امنیتی و نظامی صورت می‌گرفته و حتی صرف سحری و افطار نیز در خفی انجام می‌گرفته است. پس از کسب استقلال ، یکی از اقدامات مثبتی که رئیس جمهور سابق آن کشور مرحوم صفرمراد نیازوف انجام داده، آزادی انجام فرایض دینی و احیای سنت‌های حسنه‌ی قدمای ترکمن است. در سال‌های استقلال ، مساجد بسیار زیبا و مجللی در عشق آباد و سایر شهرهای آن کشور احداث شد به طوری که هم اکنون در شب‌های ماه مبارک رمضان، آن مساجد مملو از زنان و مردان مسلمان روزه دار و نمازگزار می‌شود که برای شرکت در نماز جماعت و نماز تراویح به آن جا می‌آیند.

      گفتیم که یکی از اقدامات مثبت رئیس جمهور ترکمنستان پس از کسب استقلال، احیای سنت‌های حسنه‌ی قدمای ترکمن بوده است. یکی از آن سنن، برگزاری مراسم «یارمضان» است.

«یارمضان» را از این لحاظ که خاستگاه مردمی دارد و سینه به سینه از نسل‌های گذشته به نسل امروزین ترکمن‌ها رسیده، بایستی در ردیف ادبیات شفاهی که با ماه رمضان ارتباط مستقیم دارد، قرار دهیم.

ساکنان مناطق ترکمن‌نشین که به اجرای این مراسم سنتی دیرینه واقف هستند، همه ساله در این شب به انتظار رسیدن این گروه‌ها می‌نشینند تا پس از شنیدن اشعاری در وصف رسول اکرم (ص)، برکات ماه مبارک رمضان و دعا برای اهل خانه، هدایایی به آنان تقدیم کنند

ترکمن‌ها بر این عقیده‌اند که این مراسم باعث افزایش برکت در منزل و اعطای سلامتی اعضای خانواده می‌شود و بنا به اعتقاد ترکمن‌های ایران، برپایی آن به این معناست که خانواده‌ها بر تداوم امساک در مابقی ایام ماه مبارک رمضان همت گمارند.

این مراسم در بین ترکمن‌های ایران در شب چهاردم ماه مبارک رمضان به این صورت انجام می‌گیرد که پس از اقامه‌ی نماز عشا و تراویح، دسته‌هایی در بیرون مسجد هر محله تشکیل می‌شود و این دسته‌ها از بین خود یک سرخوان و یک صندوق‌دار که به آن اصطلاحاً «اشک» (الاغ) می‌گویند، انتخاب می‌کنند.

سرخوان را معمولاً اعضای دسته انتخاب می‌کنند و معمولاً فردی انتخاب می‌شود که چهره‌ی موجهی نسبت به بقیه داشته باشد و صدای رسا و زیبایی نیز داشته باشد. در برخی از مناطق، طلاب حوزه‌های علمیه برای این انتخاب ارجحیت داده می‌شوند.

«یارمضان» در حقیقت واگویه‌های عامیانه‌‌ای است که به مناسبت ماه مبارک رمضان از سوی گروه‌های مذکور به زبان ترکمنی خوانده می‌شوند. به این ترتیب که جوانان ، نوجوانان و کودکان ترکمن دسته‌هایی را تشکیل می‌دهند و به در خانه‌های ترکمن رفته و مقابل آن تجمع می‌کنند. در بین ترکمن‌های ایران، سرخوان شروع به خواندن ابیاتی که غالباً در باره‌ی فضیلت ماه مبارک رمضان و دعا و نیایش در باره‌ی اهل آن خانه است، می‌کند. پس از پایان قرائت هر بند از آن اشعار توسط سرخوان ، دیگر اعضای گروه ، یک صدا «آلّاو»Allow (که به نظر می‌رسد مخفف عبارت «الله هو» باشد) می گویند. البته در مراسمی که در ترکمنستان برگزار می شود ، معمولاً سرخوانی وجود ندارد و تمامی اعضای گروه، ابیات را با هم می‌خوانند و به جای عبارت «آلّاو» ، عبارت «یارمضان» را به کار می‌برند.

با عنایت به معانی ابیاتی که در این مراسم بیان می‌شود ـ و آن در باره‌ی فضیلت ماه مبارک رمضان و جملات دعایی در باره‌ی اهل آن خانه است ـ می توان این گونه استنباط کرد که عبارت «آلّاو» یا «یارمضان» که از سوی دیگر اعضای دسته در پایان هر بند به صورت همصدا بیان می‌شود، نوعی تأکید و یا به عبارت دیگر تأئید (و به تعبیری تکبیر) سخنانی است که سرخوان به نمایندگی از سوی آن‌ها قرائت می‌نماید.

در ترکمنستان، این مراسم در یک روز مانده به نخستین روز ماه مبارک رمضان و یا سومین روز از این ماه برگزار می‌شود و برگزاری آن را به معنی «استقبال از این ماه» و راه افتادن دسته‌ها را «جارچی حلول ماه مبارک رمضان» می‌دانند اما در بین ترکمن‌های ایران، این مراسم در پانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود و مراسم «یارمضان» را به معنی «یاری رمضان» (نیمه‌ی ماه رمضان) می‌دانند و بر این باورند که دسته‌ها به در خانه‌ها می‌روند و با خواندن فضیلت‌های این ماه و اعلام این که نیمی از ماه مبارک سپری شده، مردم را تشویق به ادامه‌ی امساک و روزه داری می‌نمایند.

پس از پایان یافتن مراسم، صاحب خانه انعامی به نماینده‌ی آن دسته می‌دهد. شکل انعام متفاوت است و بستگی به وضعیت مالی آن خانه دارد اما غالباً پول نقد، آرد، شیرینی، شکر و امثالهم است. به نظر نگارنده، دادن انعام از سوی هر خانه ـ که در ابیات سرخوان از آن به نام «یارمضان زکاتی» (زکات یارمضان) یاد می‌شود ـ شاید با واجب بودن پرداخت زکات فطر (فطریه) برای هر خانواده بی‌ربط نباشد. به عبارت دیگر، خانواده‌ها با دادن انعام به دسته‌ها،  به نوعی فطریه را نیز پرداخت می‌کنند تا اگر به هر شکلی نتواند در پایان ماه مبارک آن را پرداخت نمایند، به لحاظ شرعی مشکلی نداشته باشند. البته همچنانکه متذکر شدیم، این نظر و برداشت نگارنده است و جنبه‌ی فقهی ندارد و علمای دین شاید نظری دیگر در باره‌ی این موضوع داشته باشند.

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند.

همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می‌شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می‌خواند ، چنین است:

رمضان آیلاری گلرده گچر ،

بهیشت نگ ایشیگین بیر جومارت آچار

آتینی إیرلأپ ، مونرده قاچار

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

ماه رمضان می‌آید و می‌گذرد

تنها جوانمردان درب بهشت را گشوده خواهند یافت

رمضان سوار بر اسب ، خواهد تاخت

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

توینوگ نگیزدان آی گؤروندی ،

گؤونومیزه جای گؤروندی ،

دؤولت لی اؤی إیه سی ،

بیزه حاتم طای گؤروندی ،

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

بر بالای این خانه ، ماه پرتوافشانی می‌کند

و این باعث خوشحالی و خرسندی است

صاحب این خانه‌ی سعادتمند

به چشمان ما همانند حاتم طایی دیده می‌شود

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

اورازانگ اوچونده گلدیک بیز سیزه

اونونگ زکاتینی برینگ سیز بیزه

کوی سویونگ ، کوچگار سویونگ

ثوغابی سیزه ،

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

سومین روز از رمضان به نزد شما آمده‌ایم

زکاتش را شما به ما بدهید

گوسفند قربانی کنید یا قوچ

ثوابش به شما می‌رسد

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

بای آقانینگ قیزی قاچدی

ینگّه لری دونون بیچدی

بیچیلن دونونگ یانی یوق

اورازانگ ثوغابی نینگ سانی یوق

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

دختر «بای آقا» (خان و مرد ثروتمند) فرار کرد

همراهانش برای او لباسی تهیه دیدند

لباسی که تهیه شده، کناره ندارد

ثواب رمضان بی حد و حصر است

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

شو گون آینگ اوچی بولار

آینگ آشاق گؤچی بولار

باغیت لی دا اؤی ایچی بولار

سویولجاق کوی یا گچی بولار

بایلار مالی سچیپ آلار

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

امروز سومین روز ماه است

و آن ، روزهی آغازین ماه است

سعادتمند آنست که خانواده‌ای داشته باشد

آنچه قربانی می شود ، گوسفند یا قوچ است

ثروتمندان بهترین دام را برمی‌گزینند

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

            در برخی از این ابیات ، به مضامینی برمی‌خوریم که سرخوان بنا به مقتضیات اهل آن خانه، می‌سراید. به طور مثال ، در ابیات ذیل ، سرخوان با توجه به اهمیت فرزند ذکور در بین ترکمن‌ها ، به درگاه حق تعالی دعا می‌کند که به آن خانه فرزند پسر عطا نماید:

بهیشت ده بیر آقاچ گؤردوک پورلی ـ پوداغ لی

اوبانگیزدا بیر اؤی گؤردوک اوتلی ـ اوجاق لی

ایچین ده بیر آق زنان گؤردوک بأبک قوجاق لی

خدائیم سیزه بیر اوغول برسین زرین قوشاق لی

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

در بهشت درختی دیدیم پربار و پرثمر

در این روستا خانه‌ای دیدیم اجاقش روشن

در آن خانه ، زنی دیدیم سفید روی و طفلی قنداق پیچ به بغل

خدایمان به شما پسری با کمربندی زرین عطا نماید

 به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

رمضان‌دا بای آداملار کأن بولار

آغزی بیرلیکده بیر بیرینه دوغان بولار

تأزه دوغولان اوغلونگیز آراسین دا خان بولار

آباد ایل لر دوغان بولار، جان بولار

حق رسول ، امتیم ، یا یارمضان!

ترجمه:

به برکت رمضان ، افراد ثروتمند در این ماه فزونی می‌یابد

آنها بی هیچ اختلافی برادر هم هستند

پسر شما که تازه به دنیا آمده ، خان آن‌ها خواهد بود

ایل آباد ، برادر و یک جان و یک تن خواهند بود

به حق رسول و امت رسول ، یایارمضان!

 

ماری نینگ یانداق نینگ کؤکی اوزین

تجن نگ قاوونی نینگ قاقی اوزین

خدائیم بیر اوغول برسین، آتجاق یایی نینگ اوکی اوزین

یارمضان!

ترجمه:

خارهای روئیده در مرو ، ریشه‌ای دراز دارند

و خربزه‌های تجن برگهای پهن دارند.

خداوند پسری به شما عطا نماید ؛ پسری که تیری که در کمان دارد ، دراز باشد.

            برخی از ابیاتی که در مراسم «یارمضان» خوانده می‌شود، ضمن بیان طبقات اجتماعی و انتقاد از صفات نکوهیده‌ای همچون خست و تنگ نظری، مردم را به بخشش مال و داشتن طبع بلند دعوت می‌کنند:

آیا آیا آز برنلر آزلیقین دان آئیا

کؤپ برنلر کؤپلیگین دن بائیا

برمه دیک لره قیل صراطینگ کؤپروسین دن تائیا

یارمضان

ترجمه:

آن که کم می دهد ، از کم دادنش فقیرتر

و آن که زیاد می دهد ، از زیاد دادنش غنی تر می شود

و آن که هیچ نمی دهد ، از پل صراط که چون مو نازک است ، سقوط خواهد کرد

 

بیزأ سیزی بای گؤردوک

توینوگ نگیزده آی گؤردوک

آز برسه نگیز آلجاق دأل

قولتوجاقیما سالجاق دأل

یارمضان!

ترجمه:

ما شما را ثروتمند یافتیم.

بر روی سقف خانه‌ی شما کمانی دیدیم.

اگر کم بدهی ، نخواهم گرفت ؛

و آن را به زیر بغلم نخواهم گرفت.

 

شو اؤی بیر بای نگ اؤیی

هر گونده توتیار طویی

کأن پول برسین ، سونگرا سوئیت

بولسون قایماغی قویی

یارمضان!

ترجمه:

این خانه ، خانه‌ی مردی ثروتمند است

که هر روز جشن می‌گیرد

خدا دارایی اش را زیاد کند و بعد شیر زیادی بدهد

شیری که خامه‌ی پرچرب داشته باشد

 

یا رمضان آیلاری

گلدی گچر بایلاری

آز برنینگ قیزی بولسون

کؤپ برنینگ اوغلی بولسون

یارمضان!

ترجمه:

ماه رمضان

آمد ، اترق کرد و رفت.

هر کس بیشتر بدهد ، پسر دار شود ؛

و آن که کم می‌دهد ، دختر دار شود.

 

یوکاردا بیر مسجید بار قیرق درجه

ملالار خط یازار گوندیز ده – گیجه

مانگا بیر یاغلیق بر ، آی جانیم اجه

محمد امتیم دیر ، یارمضان!

ترجمه:

در شرق مسجدی 40 درجه است

ملاها شبانه روز، نامه می‌نویسند

مادرجان! یک روسری به من بده

امت محمد است ، یا یارمضان!

 

کؤپ برنینگ اوغلی بولسون

آز برنینگ قیزی بولسون

زاد برمه دیک بوغولیپ اؤلسون

یارمضان!

ترجمه:

آن که بیش تر می دهد ، پسر دار شود

آن که کم می دهد ، دختر دار شود

و آن که هیچ نمی‌دهد ، خفه شده ، بمیرد!

            نگارنده در بررسی و پرس و جوهایی که بین تیره‌ها و طوایف مختلف ترکمن‌های ترکمنستان انجام داد، به این نتیجه رسیده‌است که غالب آن‌ها بر روی شاه بیت زیر از مراسم «یارمضان» اتفاق نظر دارند:

یوکاردا بیر آی بار

اوجی قیزیل یای بار

پیغمبرینگ ساچاقیندا

بیزه قویلان پای بار

بیزأ سیزی بای گؤردوک

قاپی نگیزدا آی گؤردوک

کؤپ برنینگ اوغلی بولسون

آز برنینگ قیزی بولسون

ترجمه:

در بالا (در جنوب) هلال ماه است.

تیری هست با نوکی سرخ.

در سفره‌ی پیغامبر ،

سهمی هست که برای ما کنار گذاشته شده.

ما شما را ثروتمند یافتیم.

بر درب خانه‌ی شما ماه را دیدیم.

هر کس بیشتر بدهد، پسر دار شود ؛

و آن که کم می‌دهد ، دختر دار شود.

در زیر، مصاریع شبیه به بند بالا که تنها در چند مصرع اختلاف دارند و در برخی از مناطق ترکمنستان خوانده می‌شود ، ذکر می‌گردد:

یوکاردا بیر آی بار

اوجی قیزیل یای بار

پیغمبرینگ ساچاقیندا

بیزه قویلان پای بار

قاراجا چاتمانگ اؤی بولسون

قاپی نگیزدا طوی بولسون

آز برنینگ قیزی بولسون

کؤپ برنینگ اوغلی بولسون

بیزأ سیزی بای گؤردوک

توینوگ نگیزده یای گؤردوک

آرمیا گیدن اوغلونگیز

دولانیپ گلسین دایزا

ترجمه:

در بالا (در شرق) هلال ماه است.

تیری هست با نوکی سرخ.

در سفره‌ی پیغامبر ،

سهمی هست که برای ما کنار گذاشته شده.

آلاچیق تو (سیاه چادر تو) ، خانه‌ای شود.

جلوی درب خانه‌ات ، عروسی برپا شود.

هر کس بیشتر بدهد ، پسر دار شود ؛

و آن که کم می دهد ، دختر دار شود.

ما شما را ثروتمند یافتیم.

بر روی سقف خانه‌ی شما کمانی دیدیم.

پسرتان که به سربازی رفته

به سلامت برگردد ای خاله!

 

یوکاردا بیر آی بار

اوجی قیزیل یای بار

پیغمبرینگ ساچاقیندا

بیزه قویلان پای بار

بیزأ سیزی بای گؤردوک

توینوگ نگیزده آی گؤردوک

آلتین بیلن آپاردیق

کوموش بیلن قوپاردیق

یارمضان

ترجمه:

در بالا (در جنوب) هلال ماه است.

تیری هست با نوکی سرخ.

در سفره‌ی پیغامبر ،

سهمی هست که برای ما کنار گذاشته شده.

ما شما را ثروتمند یافتیم.

بر روی سقف خانه‌ی شما کمانی دیدیم.

آن را طلا اندود کردیم

و با نقره از جا کندیم

            همچنانکه گفته شد ، ابیات مراسم «یارمضان» در بین ترکمن‌های ایران هر چند به لحاظ مضامین با آنچه در ترکمنستان خوانده می‌شود ، تفاوت چندانی ندارد، اما به لحاظ انتخاب جملات و آهنگ بیان از سوی سرخوان و نیز عبارت تأئید که یکصدا از سوی اعضای گروه گفته می‌شود ، متفاوت است. در زیر برخی از این ابیات را که در بین ترکمن‌های ایران رواج دارد ، ذکر می‌کنیم:

السلام علیکم یاتان کیشی‌لر

کرپیگین کرپیگه قاتان کیشی‌لر

نماز اوکاپ روزه توتان کیشی‌لر

محمد امتینا یا یارمضان!

ترجمه:

السلام علیکم آن‌ها که خواب هستید ؛

ای آن‌ها که مژه‌هایتان بر روی هم افتاده ؛

ای آن ها که نماز بر پا می‌دارید و امساک می‌کنید؛

بر امت محمد یا یارمضان!

«الوداع والفراق یا شهر رمضان» (روزهی پایانی ماه مبارک رمضان):

در شب‌های آخر ماه مبارک در مساجد ترکمن‌ها آوای حزن‌انگیز «الوداع و الفراق یا شهر رمضان» طنین می‌اندازد و روزه‌داران ترکمن، محزون از ایام رو به پایان ماه میهانی خدا، دست به دعا و نیایش برای قبولی طاعات و عبادات برمی‌دارند.

علمای ترکمن بر این عقیده‌اند که بر اساس حدیثی از رسول اکرم (ص)، هرکس با آغاز ماه مبارک رمضان خوشحال و با اتمام آن محزون و غمگین شود، بهشت براو واجب می‌شود و بر اساس این باور است که در شبهای پایانی ماه مبارک رمضان، ندای غم‌انگیز وداع با این ماه عزیز سرداده می‌شود.

 

باش پیطره (پرداخت فطریه)

پرداخت فطریه از دیگر مراسم مذهبی است که معمولاٌ در چند روز آخر ماه رمضان و تا قبل از نماز عید انجام می‌شود.

بنا به اعتقاد علمای ترکمن، پرداخت فطریه با آغاز ماه مبارک رمضان جایز است و وقت واجب برای پرداخت آن، تا قبل از ادای نماز عید فطر است. پرداخت فطریه ‌اهمیت خاصی در بین ترکمن‌ها دارد. علمای ترکمن برای هر عضوی از خانواده، مبلغی را تعیین می‌کنند و هر خانواده محاسبه نموده و آن مبلغ را به مسکینان و افراد نیازمند می‌رسانند.

در فقه اهل سنت، پرداخت فطریه واجب است و به گفته‌‌ی علما، معمولا مقدار معینی از قوت غالب مردم هر منطقه مبنای پرداخت آن است. بر همین اساس، در بین ترکمن‌ها مبنای پرداخت فطریه غالباً گندم است که مبلغ ریالی آن از سوی علما تعیین و اعلام می‌شود.  

 

رویت هلال ماه شوال و مقدمات برگزاری عیدفطر

            در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نیز درست همانند روزهای آغازین، مردم تلاش می‌کنند زودتر از دیگران هلال ماه شوال را رؤیت نمایند.  

ترکمن‌ها در چند روز آخر ماه مبارک رمضان، با انجام خانه تکانی و خرید لباس نو به استقبال عید فطر می‌روند. خرید لباس نو و تهیه انواع شیرینی‌های خانگی و انجام خرید برای سفره‌ی عید از جمله کارهایی است که هر خانواده‌ی ترکمن انجام می‌دهند.

با اعلام رویت هلال ماه شوال، این موضوع در روستاها از طریق پیک‌های موتوری و ماشین به دیگر روستاها اطلاع داده می‌شود و در شهرها نیز از طریق بلندگوی مساجد به اطلاع عموم می‌رسد و اعضای خانواده‌ها و عموم مردم در برخورد با یکدیگر، عید را به همدیگر تبریک گفته و آرزوی رسیدن به مهمانی خدا در سال آینده را برای یکدیگر می‌کنند.

 

«اورازا بایرامی» (عید فطر):

آخرین مراسم ماه مبارک رمضان در میان ترکمن‌ها مراسم عید فطر است که به عنوان یکی از اعیاد بزرگ جشن گرفته می‌شود.

صبح اول وقت، مردها، جوانان و نوجوانان ترکمن با پوشیدن بهترین لباس، سواره و پیاده به سمت عیدگاه می‌روند تا ضمن گوش سپردن به مواعظ علما و بهره‌مندی از ارشادات دینی، نماز عید فطر را برجای ‌آورند. آنها فطریه را نیز به مستمندان می‌دهند. پس از پایان یافتن نماز، همگی به سمت ردیف‌های جلو هجوم می‌آورند تا ضمن دست دادن به امام جماعت و دیگر روحانی‌ها، عید را به آنها تبریک بگویند. در این مواقع، صفی طولانی ایجاد می‌شود و همگی صبر می‌کنند تا نوبت به آنها برسد. ترکمن‌ها عقیده دارند که دست دادن به روحانی‌ها در عیدگاه، باعث قبولی بیشتر طاعات می‌شود.

                                                                                                پایان

منبع : یاپراق-یوسف قوجق


 
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت...
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩  کلمات کلیدی:

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:او می آید و با من راز و نیاز می کند،من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند.گنجشک غمگین و افسرده بود ولی باز هم هیچ نگفت.

اما خدا لب به سخن گشود:

"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست".

گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم که آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.این توفان سهمگین و بی موقع چه بود؟

و سنگینی بغض راه بر کلامش بست.سکوتی معنا دار طنین انداز شد.فرشتگان همه سر به زیر افکندند.

خدا گفت:

سوره نساء 19:"چه بسا چیزهایی که فکر می کنید در آن شر است،در آن خیر و نیکی است ...."



ماری در راه لانه ات بود،خواب بودی،باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پرگشودی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود:ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت،گویی حسی عجیب وجودش را دگرگون می کرد.

منبع : وبلاگ کتاب پندهایی از حرف های خدا


 
ای ایران...از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم مهرت اگر برون رود تهی شود دلم
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩  کلمات کلیدی:

ای ایران ای مرز پر گهر     ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان      پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم    

   جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما  

     پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است      خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم      برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست    

  نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما   

   پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خُرم بهشت من      روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارَد به پیکرم      جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم   

   مهرت اگر برون رَوَد تهی شود دلم

مهر تو چون شد پیشه ام      دور از تو نیست اندیشه ام

                  در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما  

                            پاینده باد خاک ایران ما

ای ایران ...

وطنم  کاش تو بهحرفمان گوش کنی حرفهایی که شاید همیشه تا ابد در دلمان بماند و ...

ترکمن صحرا جزیی از توست پس چرا اینگونه غریب مانده!

اینجا وطن من است پس چرا اینگونه می نگرند که گویی سهمی ندارم؟؟!

هرجا نامی از ترکمن آید بظاهر از مهر و محبت و مهماننوازی هایش تعریف میشود اما ...

ایران من ... همیشه میخواستم در همین جا چیزهایی بنویسم که شاید با به زبان آوردنشان اشک در چشمانت حلقه میزد! اما نمیشد ... 

 تو بدان که ترکمن صحرا بس غریب مانده است . تو بدان که از این همه اختلاف و تفرقه به ستوه آمده و می خواهد آرام باشد بدور از موج افکار تعصب برانگیز  بدور از هر آنچه که به ضرر تو و همه خواهد شد . به دور از دورنگی ...

زنده باد وطنم


 
اسامی اعضای جدید کانون
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳  کلمات کلیدی:

آقای جلال الدین طاطاری

 

آقای عبدالسلیم پناهی

 

آقای رحمت الله غراوی

 

آقای ایوب کاشفی

 

خانم حلیمه دهقان


 
و اما کانون دایان....
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳  کلمات کلیدی:

به نام او که همیشه یار و یاورمان بوده و هست...

خوشحالم که همیشه در بین ما هستند کسانی که دلشان همراه با هر آنچه بوده اند است...!

واقعا هرکجا که باشیم حتی آن دوردست ها باید اندکی غممان باشد که گذشته ی ما رو به فراموشی است..

همانطور که عارف شوریده حال و شاعر نامی ما ترکمن ها حضرت مختومقلی فراغی از زبان یک غریب مانده از ایلش میگوید:

ایلیندن آیرا دوشن آخ اورار ایلی گوزلار    

یولوندن آیرا دوشن جهد ادر یولی گوزلار...

که چقدر به اشعار مولانای روم نزدیک است که میگوید:

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش       باز جوید روزگار وصل خویش...

دوستان امیدوارم هرکجا که هستیم هیچوقت گذشته ی گرانبهایمان که همیشه بزرگان بر آن اصرار ورزیده اند فراموش نکنیم و همیشه برای یافتن. فهمیدن و درک آن تلاش کنیم .

فعالیت های فرهنگی که در دانشگاهها توسط دانشجویان انجام میشود در واقع باریکه ای  برای رسیدن به این باور است که بالیدن به ارزشهای قومی و اصیل هیچ تقابلی با نوگرایی و پیشرفت ندارد .

دوستان بسیار خوشحالم که دایان از نو پاگرفت و برای دوستانی که در این دوره با دایان عهد یاری بستند آرزوی سربلندی دارم.

زنده باد ترکمن صحرا  

 


 
....
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٩  کلمات کلیدی:

 

 

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است...ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری...دانی که رسیدن هنر گام زمان است

 


 
و اما شاید پایان کانون دایان....
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤  کلمات کلیدی:

طی جلسه ای که با حضور دکتر باروتی معاون وزیر امور فرهنگی کشور بین تشکل ها و کانونهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران برگزار شد بنده به نمایندگی از  کلیه ی اعضای دایان در جلسه با معرفی کانون و حیطه ی فعالیتها  موافقت با چاپ نشریه ای بصورت گاهنامه و برگزاری شب شعر ترکمن صحرا را از محضر ایشان خواستار شدم اما ایشان با فعالیت ترکمن ها به تنهایی در این کانون مخالف بوده و در نظر داشتند همه ی اقوام ایرانی اعم از ترک . ترکمن . کرد . لر . بلوچ و... در کانونی بنام کانون مهر دور هم فعالیت های فرهنگی انجام دهند.

کلاس دوتار که چند جلسه ای  با حضور استاد صبوحی در سالن طبری برگزار شده بود نیز تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد.

 


 
سرزمین غریب
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤  کلمات کلیدی:
ما سرزمین غریبی داریم.
 اگر آن را بشناسی حتما عاشقش می شوی ... چه باسواد باشی و چه کم سواد چه روشنفکر باشی چه غیر روشنفکر ... هر چه باشی، طبیعت پر شکوه و عظیم این سرزمین تو را به زانو در می آورد و با تمام وجود جنگیدن به خاطر آن را به تو می آموزد. از پی دیدن و شناختنش دیگر نمی توانی در مقابل آن بی تفاوت بمانی، دیگر نمی توانی نسبت ب‌ه آن غریبه باشی و به آن فکر نکنی، نمی توانی چمدانت را ببندی و خیلی راحت بگویی: « می روم آمریکا، می روم اروپا، می روم یک گوشه ی دنیا راحت و آسوده زندگی می کنم، می روم جایی که کار و مزد خوب وجود دارد، می روم و خودم را خلاص می کنم»، نمی توانی زخمش را زخم خودت ندانی، دردها و غصه های مردمش را دردها و غصه های تن و روح خودت ندانی، کویر و دریا و کوه های برهنه اش را عاشقانه نگاه نکنی، در بناهای مخروبه قدیمی اش، روان جاری اجدادت را نبینی، صدای آبهای مست رودخانه هایش را همچون صدایی فرا خواننده از اعماق تاریخ حس نکنی، و نمی توانی برای بازسازی اش قد علم نکنی، پای نفشری، یکدندگی نکنی و فریاد نکشی ... نمی توانی، نمی توانی ...

شادروان نادر ابراهیمی ....روحش شاد

 
یک خط است در میان موهای فاطمه ...
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٢  کلمات کلیدی:

وقتی رشته سخن از اهل بیت در اشعار مخدومقلی گشوده می شود، نمی توان از حضرت فاطمه (رض)، گل نازنین بوستان نبوت و مایه فخر پیغمبر (ص) ذکر خیری نکرد. در شعر «سونمز یارانلار» مخدومقلی مصراعی با مضمون ذیل است: بیر خط باردیر ال فاطمه نینگ ساچیندا ترجمه: یک خط است در میان موهای فاطمه آن خط، چگونه خطی است؟! چرا حضرت فاطمه آن را به موهایش بسته است؟ فکر می کنم اشتباه نخواهد بود اگر بگویم که پاسخ این مصراع اسرار آمیز را در کتاب «تاریخ انبیاء» از نویسنده برجسته ترک آلتی بارماق یافته ام (الله اعلم). وقتی حضرت فاطمه قصد ازدواج کرد، مهریه وی را مشخص کردند. حضرت فاطمه که به علت این واقعه به وضعیت سختی دچار گشته بود نزد حضرت محمد (ص) آمد و چنین گفت: - ای رسول الله! اگر مهر مرا هم مانند سایر دخترانت به دینار و درهم بسنجند پس با آنها چه تفاوتی دارم؟ من می خواهم شفیع امت عاصی شما باشم. در همان آن رسول الله (ص) دعا کرد. حضرت جبراییل پارچه ای ابریشمی آورد که نوشته ای با خط زرین داشت. روی این پارچه نوشته شده بود: «فاطمه شفیع امت عاصی است». حضرت فاطمه وصیت کرده است که آن پارچه ابریشمین را در مزارش بگذارند. شاید آن خطی که مخدومقلی در مصراع «یک خط است در میان موهای فاطمه» از آن سخن گفته است، همان خط باشد. عموما آثار مخدومقلی در وصف و ستایش اهل بیت یادآور دریایی بیکران است. هرچه به کرانه های آن دریا نزدیکتر شوی، امواج محبت بی پایان به حضرت محمد (ص) و اهل بیتش تو را در آغوش می گیرند و به سیر وسیاحت در جنت ابدی می برند.

منبع: یاپراق


 
← صفحه بعد